<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>گفتار صادقانه </title>
<link>http://kolbebarfi.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 07 Dec 2008 14:57:38 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>حلالم کن ...</title>
<link>http://kolbebarfi.blogfa.com/post-64.aspx</link>
<description>&lt;STRONG&gt;سلام به همه دوستای گل خودم . ببخشید بهتون سر نزدم حال و حوصله نبود و حس اینکه بیام رو نداشتم .&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;یکم مشکل داشتم که دعا کنید حل شه ممنون . میخوام بیشتر باهاتون باشم قول میدم دیگه دیر سر نزنم بهتون . بازم ببخشید &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;و مطلب جدید دلم گرفته ... :&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#008000 size=6&gt;آقا؛ حلالم كن&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;FONT size=4&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;EM&gt;آقا حلالم كن كه حقت را هيچگاه ادا نكرده ام. حلالم كن كه هيچگاه حست نكردم. زمين به خاطر وجود تو ما را در خود فرو نمي برد. آسمان به خاطر وجود تو بر سرمان خراب نمي شود. اگر لطافت طبيعت در مقابل ديدگانمان پژمرده نمي شود، به خاطر وجود سراسر لطف توست. اگر كوهها از عظمت گناهانمان منفجر نمي گردند، به خاطر دعاهاي عظيم توست. اگر تجملات بي مايه مان، دل زيبايي را نمي شكند، به خاطر جمال بي آلايش توست.&lt;BR&gt;حقيقت همين است كه ما همان كوفي صفتان ناسپاسيم.&lt;BR&gt;مولا حلالم كن كه بارها دلت را شكسته ام. حلالم كن كه بارها صداي گريه ات را تا آسمان بالا برده ام. حلالم كن كه دير پيدايت كردم و هنوز نرسيده ام.&lt;BR&gt;حلالم كن كه فقط ابرهايي را ديدم كه ديدگانم را تاريك مي كرد. حلالم كن كه ديده ي بصيرت نيافتم تا وجود خورشيديت را حس كنم.&lt;BR&gt;حلالم كن كه انديشه ام كاخ نشيني بود و كلبه ي خاكي ات را فراموش كردم. فراموش كردم كه روي ديوار كلبه ات براي من نوشته بودي: �ما هرگز ياد شما را از خاطر فراموش نمي كنيم...�&lt;BR&gt;حلالم كن آقا كه سنگ شدم به راه آمدنت.&lt;BR&gt;حلالم كن كه فراموش كردم، تو دستم را گرفته اي. فراموش كرده ام اشك چشمانم را تو به جوشش وادار كردي، طعم هجران را تو به من چشاندي.&lt;BR&gt;اين سايه ي تو بود كه قلب بي روحم را به تپيدن واداشت. ستاره ي ياد تو بود كه شب تارم را روشن نمود. گل روي تو بود كه باغ زمستاني دلم را شكوفا ساخت. ترنم حضور تو بود كه روح مرده ام را احيا كرد. حلالم كن كه فراموش كردم، خدا را تو به من شناسانده اي. درس عاشقي را از تو آموخته ام. حلالم كن كه فراموش كرده ام طعم غربتي را كه تو به من چشاندي، حلاوت معرفتي را كه از تو شروع شد و به تو ختم گشت.&lt;BR&gt;فراموش كردم ثانيه هايي را كه لحظه هاي انتظار تو را ورق مي زنند و من وظيفه ام اين بود كه ثانيه ها را به تو برسانم. وظيفه ام بود پا به پاي ساعتها از دوريت اشك بريزم، تقويمها را براي ظهورت آماده كنم.&lt;BR&gt;اما چه كردم؛ ثانيه ها را خسته كردم با اعمالم. ساعتها اشك بر ديدگانت جاري ساختم، تقويم خاطراتت را به فراموشي سپردم. تو را از ياد بردم و با غير تو مأنوس شدم.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;حلالم كن.&lt;/EM&gt; &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Sun, 07 Dec 2008 14:57:38 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kolbebarfi&amp;postid=64</comments>
<dc:creator>kolbebarfi</dc:creator>
<guid>http://kolbebarfi.blogfa.com/post-64.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>چقدر شايسته هستيم</title>
<link>http://kolbebarfi.blogfa.com/post-63.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#cc0099 size=5&gt;چقدر شايسته هستيم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;پـسـر كـوچـكـي وارد يـك داروخانه شد، ‌يك كارتن دارو را به سمت تلفن عمومي &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;داروخانه هـل داد سـپس برروي كارتن رفت تا دستش به دكمه‌هاي تلفن برسد و &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;شروع كرد به گرفتن شماره‌اي هـفت رقمي. مسئول داروخانه متوجه پسر بود وبه &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;مكالماتش گوش داد. پسرك پرسيد: &lt;خانم مي‌توانم خواهش كنم كوتاه كردن &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;چمن‌هاي خانه‌تان را به من بسپاريد؟ زن پاسخ داد: كسي هست كه اين كار را برايم &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;انجام مي‌دهد.&gt; پسرك گفت : خانم من اين كار را با نصف قيمتي كه او مي گيرد &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;انجام خواهم داد. زن در جوابش گفت كه از كار همان فرد كاملا‌ راضي است. پسرك &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;بيشتر اصرار كرد و پيشنهاد داد: &lt; خانم ،‌ من پياده رو و جدول جلوي خانه را هم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt; برايتان جارو مي كنم. در اين صورت شما در روز جمعه زيباترين چمن را در كل شهر &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;خواهيد داشت.&gt; مجددا زن پاسخش منفي بود. پسرك در حالي كه لـبـخـنـدي بـرلب &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;داشت،‌ گوشي را گذاشت. مسئول داروخانه كه به صحبت‌هاي او گوش داده بود به &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;سمتش رفت و گفت: &lt;پسرجان از رفتارت خوشم آمد؛ به خاطر اينكه روحيه خوبي &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;داري دوست دارم كاري به تو بدهم&gt; پسرك جواب داد: &lt;نه ممنون، من فقط داشتم &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;عملكردم را مي‌سنجيدم، من همان كسي هستم كه براي آن خانم كار مي كند!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 14 Oct 2008 17:40:27 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kolbebarfi&amp;postid=63</comments>
<dc:creator>kolbebarfi</dc:creator>
<guid>http://kolbebarfi.blogfa.com/post-63.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نفر اول </title>
<link>http://kolbebarfi.blogfa.com/post-62.aspx</link>
<description>اول سلام .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دوم شرمندم این مدت نبودم پیش میاد انسام یه برهه از زمان نباشه یعنی نمیتونی باشی و مطلب بنویسی از همه معذرت میخوام از دوستانی که این مدت سراغی گرفتند و نشد جوابی بدم از دوستانی که نشد به وبلاگشون سر بزنم از همه همه معذرت میخوام . دلم میخواست بیام حرف بزنم اما نمیشد نشد که بشه منم باشم کاش بود کسی که باهاش حرف زد درد و دل کرد اما .... ! اشکال نداره برای من مهم اینه که الان اومدم پیش دوستای گلم این از همه چیز مهمتره .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سوم میخوام در مورد مطلبی صحبت کنم که خیلی وقت بود اما به خاطر همون مشکلات نشد باز هم معذرت از بابت دیرکرد مطالب .&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#336600 size=3&gt;&lt;EM&gt;&lt;STRONG&gt;به نام دوست که هر چه داریم از اوست&lt;/STRONG&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;چند روز پیش یه پیامکی اومد که باعث خوشحالی فراوانی در من شد نه من بلکه همه کسانی که دوسش دارن. متن پیام این بود:یه خبر دقایقی قبل نفر اول با نمره ۱۹ از پایان نامه در مقطع کارشناسی ارشد فارغ التحصیل شد. چه خبری بهترین خبر زندگیم بود خدا می دونه چه تلاشی کرد برای این مدرک چه مشکلاتی بود اما همرو شکست داد تا به هدف بزرگش برسه و رسید تا به هدف بزگترش عنی دکترا برسه . اینارو گفتم تا بدونید قضیه چیه حالا میخوام از نفر اول بگم تا بشناسیدش ------------&gt;&lt;FONT color=#ff0033&gt;م ه د ی&lt;/FONT&gt;  نفر اول من بعد از پدر مادر نفر اول زندگی منه . همیشه مشکلاتی داشتیم با هم تو عالمه بچگی همیشه من مشکل داشتم خوب نمی دونستم کیه و چه هدفی داره از همون اول همیشه پشتکار داشت همیشه دنبال هدف های بزرگ بود . تو درسش همیشه اول بود درست بر عکس من که اخر بودم بزرگتر که شدیم یه دفعه قصد ازدواج کرد اونم تو سن ۲۰ سالگی که کسی جراتش رو نمی کرد اونم با وضع متوسط خانواده اما نفر اول دنبال هدفش بود دنبال زندگی خوب و شیرین عشق و دوست داشتن اونم با بهترین خواهر دنیا( اگه بپذیره )  خلاصه رفت و شروع کرد با مشکلات فراوان که من خودم می گفتم اشتباه چون هنوزم نشناخته بودمش نمی دونستم نفر اول کیه !! چه قدر من بد کردم چه قدر من بد بودم که تو اون موقع حساس به جای کمک کردن شده بودم مشکل خوب نمی فهمیدم چه باید کنم نمی فهمیدم من کیم اون کیه . تو این مدت ۷سال که از ازدواجش گذشت خیلی شناختمش فهمیدم که بهترین نفر اول زندگیمه (بعد از پدر مادر ) فهمیدم که کسی بوده که من رو دوست داشته اما من هرگز نمی فهمیدم تا فبل از این ۵ و ۷ سال . با تمام مشکلات زندگی رفت سراغ درس ادامش داد.لیسانسشم گرفت تازه کارم میکرد اونم چند جا به خاطر همون هدف بزرگ . این مدت شده بود براش عذاب به خاطر پایان نامش که اونم تموم شد و حالا فوق لیسانس وبعد دکترا بالا ترین هدف .&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;ولی من می دونم بالا ترین هدف براش داشتن یه خانواده است و داشتن بهترین زندگی برای همسره مهربونش و دختر کوچیکه ماهش اوه یادم رفت بگم که صاحب بچه شده اونم یه دختر مثل فرشته ها درست مثل مادرش منم شدم عموی بزرگش عمویی که حاضرم همه چیزم رو براش بدم فقط به خاطر نفر اول&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;فکر کنم تا حالا فهمیده باشید کی بود این نفر اول من . درسته اون کسی که اگه خدا نکرده یه روز پدر و مادر که صد سال زنده باشند اگه رفتند میشه نفر اول همه زندگی من . درسته من دیر متوجه شدم که چه کسی داره پیشم زندگی می کنه اما وقتی متوجه شدم قول دادم که نزارم تا جایی که بتونه ناراحت بشه کسی بخواد عزیتش کنه و باعث رنجشش بشه .&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;نفر اول من شده برادر اول من &lt;FONT color=#ff0000 size=4&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;مهدی امینی&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; دوسش دارم .!! &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;امیدوارم شما هم مثل من همچین کسی رو داشته باشید و مثل من نباشید .  &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;محمد.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 11 Sep 2008 08:28:36 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kolbebarfi&amp;postid=62</comments>
<dc:creator>kolbebarfi</dc:creator>
<guid>http://kolbebarfi.blogfa.com/post-62.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>فاحشه دعایم کن...</title>
<link>http://kolbebarfi.blogfa.com/post-61.aspx</link>
<description>&lt;FONT color=#999999&gt;سلام فاحشه&lt;BR&gt;تعجب کردی!؟... میدانم در کسوت مردان آبرومند، اندیشیدن به تو رسم، و گفتن از تو ننگ است! اما میخواهم برایت بنویسم&lt;BR&gt;شنیده ام، تن می فروشی، برای لقمه نان! چه گناه کبیره ای…! میدانم که میدانی همه ترا پلید می دانند، من هم مانند همه ام&lt;BR&gt;راستی روسپی! از خودت پرسیدی چرا اگر در سرزمین من و تو، زنی زنانگی اش را بفروشد که نان در بیارد رگ غیرت اربابانبیرون می زند !!اما اگر همان زن کلیه اش را بفروشد تا نانی بخرد و یا شوهر زندانی اش آزاد شود این «ایثار» است ! مگر هردواز یک تن نیست؟ مگر هر دو جسم فروشی نیست؟&lt;BR&gt;تن در برابر نان ننگ است&lt;BR&gt;بفروش ! تنت را حراج کن… من در دیارم کسانی را دیدم که دین خدا را چوب میزنند به قیمت دنیایشان&lt;BR&gt;شرفت را شکر که اگر میفروشی از تن می فروشی نه از دین &lt;BR&gt;شنیده ام روزه میگیری،&lt;BR&gt;غسل میکنی،&lt;BR&gt;نماز میخوانی،&lt;BR&gt;چهارشنبه ها نذر حرم امامزاده صالح داری،&lt;BR&gt;رمضان بعد از افطار کار می کنی،&lt;BR&gt;محرم تعطیلی.&lt;BR&gt;من از آن میترسم که روزی با ظاهری عالمانه، جمعه بازار دین خدا را براه کنم، زهد را بساط کنم، غسل هم نکنم، چهارشنبه هم به حرم امامزاده صالح نروم، پیش از افطار و پس از افطار مشغول باشم، محرم هم تعطیل نکنم!&lt;BR&gt;فاحشه!!!… دعایم کن&lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#999999&gt;نظر یادتون نره!!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 16 Jul 2008 06:42:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kolbebarfi&amp;postid=61</comments>
<dc:creator>kolbebarfi</dc:creator>
<guid>http://kolbebarfi.blogfa.com/post-61.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>عشق ... معشوق</title>
<link>http://kolbebarfi.blogfa.com/post-60.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#cc0099 size=5&gt;امشب دلم بار گریه دارد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;باز امشب دلم بار گریه دارد. علت نمیدانم. سبب نمیدانم. ولی حال را میدانم. حال عجیبی دارم امشب. غم غریبی دارم امشب. بی جهت دلم خونم ، بی جهت غمگینم . دلم میخواهد بگریم. غریبانه بگریم. بی کسانه بگریم.&lt;BR&gt;دلم پر است از این دنیای وا نفسا ، دلم پر است از این عادت ها ی زشت. دلم پر است از صدای شور شهر نشینی ، دلم پر است از مزه بلند با هم نشینی. می خواهم امشب تنها باشیم. من و تو ، من و عشق ، من وما.&lt;BR&gt;دستم بی اختیار می دود بر روی کاغذ، زبانم بی صدا می خواند از روی سطر های نوشته قلبم. اه امشب چگونه شبی است؟ &lt;BR&gt;صدایی از دور نوایی غمگین زمزمه می کند. نوایی پر شور ، پر درد ، پر عشق.&lt;BR&gt;تاب امشب ندارم. امشب عجیب ترین شب زندگی ام است. امشب غم عجیبی دارم. باز امشب دلم بار گریه دارد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;FONT size=7&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;نمیدانم&lt;FONT face=Tahoma&gt; چرا؟&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=4&gt;پنجره&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=4&gt; ها رو وا کنین که عشقم از سفر میاد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=4&gt;برای&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=4&gt; غربت شبم مژده ای از سحر میاد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=4&gt;صدای&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=4&gt; پاشو می شنوم تو کوچه ها قدم زنون&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=4&gt;پر&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=4&gt; می کشه دلم براش به سوی ماه تو آسمون&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=4&gt;آهای&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=4&gt; آهای ستاره ها فانوس راه اون بشین&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=4&gt;بگین&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=4&gt; بیاد از این سفر تو این شب ستاره چین&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=4&gt;پنجره&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=4&gt; ها رو وا کنین گل بریزین سبد سبد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=4&gt;میاد&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=4&gt; که پیشم بمونه گفته نمی ره تا ابد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=4&gt;ستاره&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=4&gt; ها بهش بگین جدایی و سفر بسه&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=4&gt;بگین&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=4&gt; به این شکسته دل یه عمره دلواپسه&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;من امدم با دست پر ببشخید نبودم از این به بعد بیشتر هستم . منتظر نظرات پر انرژی تون هستم &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 20 Jun 2008 18:38:40 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kolbebarfi&amp;postid=60</comments>
<dc:creator>kolbebarfi</dc:creator>
<guid>http://kolbebarfi.blogfa.com/post-60.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>فقر</title>
<link>http://kolbebarfi.blogfa.com/post-59.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#0000ff size=5&gt;&lt;STRONG&gt;فقر&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;روزی یک مرد ثروتمند، پسر کوجکش را به ده برد تا به او نشان دهد مردمی که در آنجا زندگی می کنند، چقدر فقیر هستند. آن دو یک شبانه روز در خانه محقر یک روستایی مهمان بودند.&lt;BR&gt;در راه بازگشت و در پایان سفر، مرد از پسرش پرسید: نظرت در مورد مسافرتمان چه بود؟&lt;BR&gt;پسر پاسخ داد: عالی بود پدر!&lt;BR&gt;پدر پرسید آیا به زندگی آنها توجه کردی؟&lt;BR&gt;پسر پاسخ داد: بله پدر!&lt;BR&gt;و پدر پرسید: چه چیزی ازاین سفر یاد گرفتی؟&lt;BR&gt;پسر کمی فکر کرد و بعد به آرامی گفت: فهمیدم که ما در خانه یک سگ داریم و آنها چهارتا. ما در حیاطمان یک فواره داریم و آنها رودخانه ای دارند که نهایت ندارد. ما در حیاطمان فانوس های تزیینی داریم و آنها ستارگان را دارند. حیاط ما به دیوارهایش محدود می شود اما باغ آنهابی انتهاست!&lt;BR&gt;با شنیدن حرفهای پسر، زبان مرد بند آمده بود. بعد پسر بچه اضافه کرد: متشکرم پدر، تو به من نشان دادی که ما چقدر فقیر هستیم! &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 20 May 2008 15:25:32 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kolbebarfi&amp;postid=59</comments>
<dc:creator>kolbebarfi</dc:creator>
<guid>http://kolbebarfi.blogfa.com/post-59.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سال نو ... </title>
<link>http://kolbebarfi.blogfa.com/post-57.aspx</link>
<description>&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#999999&gt;سلام به همه بچه های باحال پیوندی و ایرانی خودم  .&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#999999&gt;نمی خواستم باز اپ کنم به خاطر مطلب قبلی که واقعا ناراحت کننده بود و تاسف بار و تکون دهنده . دوست نداشتم این عید رو بیام براش صحبت کنم اما خوب ... اومدم !&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#999999&gt;بیاین همه سعی کنیم این سال که گذشت واسه سال بعد خودمون باشیم نه کسی دیگه دل هامون رو مثل خونمون تکون بدیم و از کینه و ناراحتی پاکش کنیم دور بریزیم بیرونش کنیم چه می دونم اما مثل پارسال نباشیم هرگز .&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#999999&gt;سعی کنیم بیشتر &lt;FONT color=#ff3300&gt;عاشق&lt;/FONT&gt; باشیم بیشتر مهربون باشیم بیشتر همدیگرو &lt;FONT color=#ff3300&gt;دوست&lt;/FONT&gt; داشته باشیم بیشتر با هم باشیم و و و ....&lt;/FONT&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#999999&gt;از همتون می خوام منم سر &lt;FONT color=#ff6600&gt;دعای عید&lt;/FONT&gt; فراموش نکنید بچه ها !!!&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#999999&gt;خیلی دوستتون دارم مراقب خودتون باشید و یادموووووون نره &lt;FONT color=#ff3300 size=4&gt;عاشق باشیم صادقانه&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#999999&gt;نوروز بر همگی مبارک .&lt;/FONT&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://pix2pix.org/my_unzip/1205947220011.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0033ff&gt;محمد&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 19 Mar 2008 20:50:22 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kolbebarfi&amp;postid=57</comments>
<dc:creator>kolbebarfi</dc:creator>
<guid>http://kolbebarfi.blogfa.com/post-57.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>متاسفم فقط همین !!</title>
<link>http://kolbebarfi.blogfa.com/post-56.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 16pt&quot;&gt;&lt;FONT color=#cc0099&gt;باورکردنی نیست :22 دانشجوی مشهد زنده زنده در آتش سوختند!&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 16pt&quot;&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.mobin-group.com/image/reg/images/3823045_resize_2.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 16pt&quot;&gt;&lt;FONT color=#cc0099&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 16pt&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;باورکردنش سخت است ! ۲۲دانشجوی مشهدی زنده زنده در آتش سوختند! &lt;BR&gt;متن خبر: &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ساعت 22 و 35 دقيقه شنبه شب در كيلومتر 35 محور انديمشك - خرم آباد يك دستگاه اتوبوس بنز مسافربري به شماره 451ع 37 ايران 12 كه حامل كاروان راهيان نور از دانشگاه خيام مشهد مقدس بود در حين بازگشت از خوزستان به سمت لرستان با يك تريلي تانكر سوخت حامل بنزن برخورد كرده كه در پي اين حادثه 22 تن در آتش سوخته و جان باختند و 7 تن ديگر مجروح شدند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;حال فقط یک جمله میتوانم بگویم ! کسانی که فقط در فکر تبلیغ ارزشها هستند و جوانان مردم را به بازدید از جبهه ها میفرستند ، چگونه پاسخگوی خون این ۲۲دانشجو هستند؟ درآستانه تحویل سال نو تمام مشهد در عزا و ماتم هستند ! ۲۲ خاندان و یک دانشگاه در حسرت از دست دادن عزیزانشان هستند! کاش به غیر از کمیت به کیفیت هم توجه می کردند!&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 16pt&quot;&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=5&gt;&lt;STRONG&gt;متاسفم فقط همین !!!&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 18 Mar 2008 21:09:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kolbebarfi&amp;postid=56</comments>
<dc:creator>kolbebarfi</dc:creator>
<guid>http://kolbebarfi.blogfa.com/post-56.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>چشم چشم دو ابرو </title>
<link>http://kolbebarfi.blogfa.com/post-55.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=4&gt;چشم، چشم دو ابرو &lt;BR&gt;نگاه من به هر سو &lt;BR&gt;پس چرا نیستی پیشم؟ &lt;BR&gt;نگاه خیس تو کو؟ &lt;BR&gt;گوش، گوش دو تا گوش &lt;BR&gt;دو دست باز یه آغوش &lt;BR&gt;بیا بگیر قلبمو &lt;BR&gt;یادم تو رو فراموش &lt;BR&gt;چوب، چوب یه گردن &lt;BR&gt;جائی نری تو بی من &lt;BR&gt;دق می کنم، می میرم &lt;BR&gt;اگه تو دور شی از من &lt;BR&gt;دست، دست دو تا پا &lt;BR&gt;یاد تو مونده اینجا &lt;BR&gt;یادت می یاد می گفتی &lt;BR&gt;بی تو نمیرم هیچ جا...؟&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.mobin-group.com/image/reg/images/19141077_resize_2.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#ff0033 size=4&gt;چشم چشم دو ابرو، دو ابروي کموني&lt;BR&gt;چشم چشم دو ابرو، دو چشم آسموني&lt;BR&gt;چشم چشم دو ابرو، چشماي خيس هر شب&lt;BR&gt;من تو يه فرياد، اسم تو عمري بر لب&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;دست دست دو تا دست، دو دست عاشقانه&lt;BR&gt;دو دست پاک و پر مهر، دو حس صادقانه&lt;BR&gt;پا پا دو تا پا، دو پاي سخت همراه&lt;BR&gt;همراهي قرص و محکم حتي تا خونه ما&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;قلب قلب دو تا قلب، دو قلب قفل در هم&lt;BR&gt;دو قلب مست عاشق، عشقي فرا از عالم&lt;BR&gt;جسم جسم دو تا جسم، دو جسم اما با يه روح&lt;BR&gt;يه روح آسموني بلند چو قله کوه&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;عشق، عشق چه زيباست، الهي جون بگيره &lt;BR&gt;هر کسي سد عشق شد دعا کنيم بميره&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 22 Feb 2008 11:53:51 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kolbebarfi&amp;postid=55</comments>
<dc:creator>kolbebarfi</dc:creator>
<guid>http://kolbebarfi.blogfa.com/post-55.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://kolbebarfi.blogfa.com/post-54.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#cc0099 size=5&gt;«كوچه هاي بن بست»&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;صددفعه بهت گفته بودم توي هيچ كوچه&lt;BR&gt;بن بستي نرو . گوش نكردي . ايستادم سر كوچه نيامدي ،يعني چه؟ يعني گم شدي؟&lt;BR&gt;رفتم تو كوچه همه درهاي بسته خانه ها را زدم هر كسي چيزي گفت پيدات نكردم راست راستي گم شده بودي . مگه ميشه&lt;BR&gt;من هميشه از كوچه هاي بن بست بدم ميومد بهت كه گفته بودم دلم مي خواد كوچه باز بشه رو به يك نارنجستان و تو را ببينم كه داري نارنج مي چيني و مي ريزي تو سبد .دلم مي خواد كوچه باز بشه رو به صحرايي پر از شقايق و تو رو ببينم كه داري شقايق مي چيني و مي ريزي تو دامنت. دلم مي خواد كوچه باز بشه رو به گورستاني كه ببينم تو روي گور من نشسته اي و گريه مي كني . اما الان؟؟؟&lt;BR&gt;اقلا بخوان.... كوچه هاي بن بست زياد هستند سال ها طول مي كشد تا همه را بگردم آوازي بخوان همان ترانه قديمي را كه دوست داري&lt;BR&gt;«آمد نو بهار طي شد هجر يار....»&lt;BR&gt;صدايت را كه بشنوم پيدايت خواهم كرد تمام كوچه هاي بن بست را گشتم تمام درها را&lt;BR&gt;بو كشيدم شايد عطر تو را استشمام كنم هيچي نبود پس عطرت كجا پخش شده ؟توي كدوم كوچه؟؟من كه گفته بودم كوچه هاي &lt;BR&gt;بن بست يعني كوچه هاي تعطيل . حالا برايم بخوان تا بفهمم كجا هستي؟ تا بفهمم كه گم نشدي اگه گم شده باشي چه؟&lt;BR&gt;خودت كه ميدوني براي هميشه دربدر تو خواهم شد اين را مي خواهي؟؟؟؟؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 30 Jan 2008 13:56:23 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kolbebarfi&amp;postid=54</comments>
<dc:creator>kolbebarfi</dc:creator>
<guid>http://kolbebarfi.blogfa.com/post-54.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
